[ فَانْظُرْ أَيُّهَا الْمُؤْمِنُ ، فَإِنْ كانَتْ حَالَتُكَ حالةً تَرْضاها لِحُلُولِ الْمَوتِ فَاشْكُرِ اللّهَ عَلى تَوْفيقِهِ وَعِصْمَتِهِ ]
راستى خوب فكر كن ، در خويش دقت نما ، به نفس انديشه بنما ، اگر حال تو نسبت به مردم چنين است كه مرگ براى تو خوشايند است پس خدا را به اين حال و بر اين كه تو را توفيق اجراى واجبات و ترك محرّمات داده و تو را از خطا و گناه و افتادن در چاه هلاكت حفظ فرموده شكر كن كه چنين حالى نسبت به مرگ نتيجهء عمل صالح و اخلاق حسنه و دورى جستن از گناه است . چنانچه حال اوليا نسبت به مرگ چنين بوده است . مگر نشنيدى امام عارفان پس از ضربت ابن ملجم مرادى گفت :
فزتُ وَربّ الكعبة « 1 » ،
يا على اكبر به حضرت حسين عليهما السلام عرضه داشت :
لانُبالِى
بِالْمَوْتِ « 2 » ،
كسى بايد از مرگ بترسد كه به فكر مولا و در انديشه عقبى نبوده و نباشد . چنانچه از ابوذر پرسيدند : چرا چنين است كه بعضى از مرگ و مردن مىترسند و از حلول آن خائف و هراسانند و بعضى آرزو دارند مرگ برسد و بدان راضىاند ؟
پاسخ داد : آنان كه از مرگ مىترسند كسانى هستند كه دنياى خود را معمور و آخرتشان را خراب كردهاند و معلوم است كه انتقال از آبادى به خرابى موجب ترس است و آنان كه از موت راضىاند آخرت ايشان معمور است و دنيا پيش آنان
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 41 / 2 ، باب 99 ، حديث 4 ؛ اعلام الورى : 86 ، باب 4 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 44 / 367 ، باب 37 ؛ اللهوف : 70 .