نمىداند بلكه اينان به وجود آورندهء بعضى از قواعد فلسفه و حكمتاند و عرفان و حال حقيقتى است كه ريشهء خدايى دارد و در اعماق قلب و جان هم چون گوهرى آسمانى نهفته شده كه ظهور آن با ايمان به خدا و قيامت و اجراى دستورهاى حق و پيروى از سنن شرعيّه ميسّر است .
حالت نيازمندى انسان به حضرت حق و كششى كه به آن سو دارد ، حالت عرفانى است . اين حالت بايد به دست فرستادگان حق از قوّه به فعليت برسد .
آنان كه براى پاسخ گفتن به اين حالت نيازمندى ، متوسّل به مدّعيان عرفان و افرادى غير از فرستادگان حضرت محبوب شدند ، بيراهه رفته و به جايى نرسيدند .
تأمين مسائل اين راه ، وقف نبوّت و امامت و قرآن مجيد است .
سالكان اين وادى و مسافران اين راه و قاصدان اين معنى مىگويند :
بناى برنامهء خود را در اين مسير بر چهار حقيقت قرار ده :
1 - معرفت خدا و اسماء و صفات و افعالش .
2 - معرفت نفس و شرور و خطرها و خواستههاى غير شرعى آن .
3 - معرفت وساوس و كيدها و و دامهاى دشمن .
4 - معرفت دنياى منهاى حق و غرور و فتنه انگيزى و زرق و برقش .
پس غير انبيا و قرآن و ائمه عليهم السلام ، چه كسى مىتواند منبع اين معارف باشد ، تا براى به دست آوردن اين چهار رشته معرفت به او متوسّل شد ؟
هر كه را بنگريد به هر جا كه رسيده باشد باز نيازمند به انبيا و ائمه عليهم السلام و قرآن در اين چهار حقيقت است .
من منكر نياز انسان در طريق خدا - به وقت نبود انبيا و ائمه عليهم السلام و غيبت ولىّ عصر عليه السلام - به عالم ربّانى نيستم ، ولى مىدانيد كه عالم ربّانى و فقيه واجد شرايط
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 19
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٩