تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

تنبيه نفس

يكى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله مىگويد : در يكى از روزها كه هوا بسيار گرم بود ، من و گروهى از دوستان با رسول خدا صلى الله عليه و آله در سايهء درختى نشسته بوديم . ناگهان جوانى از راه رسيد ، لباس‌هاى خود را از بدن بيرون آورده و با پشت و روى بدن و صورت خود بر ريگ‌هاى داغ بيابان غلتيد و در حال غلتيدن مىگفت : اى نفس بچش ؛ زيرا عذابى كه نزد خداست ، خيلى بزرگ‌تر از اعمال توست . رسول خدا صلى الله عليه و آله اين منظره را تماشا مىكرد ، چون كار جوان تمام شد و لباس پوشيد و قصد حركت كرد ، حضرت او را به حضور طلبيد و فرمود : اى بندهء خدا ! كارى از تو ديدم كه از كسى سراغ نداشتم ، چه علّتى سبب اين برنامه بود ؟ عرض كرد : خوف از خدا . فرمود : حق خوف را به جاى آوردى ، خداوند به سبب تو به اهل آسمان‌ها مباهات مىكند ، سپس رو به ياران كرد و فرمود : هركس در اين محل حاضر است به نزد اين مرد برود تا او برايش دعا كند . همه نزد او آمدند و او هم بدين‌گونه دعا كرد : خداوندا تمام برنامه‌هاى ما را در گردونه هدايت قرار ده و پرهيز از گناه را توشه ما كن و بهشت را نصيب ما فرموده و جايگاه ما قرار بده « 1 » .

جوان خائف و مرد عابد

امام زين العابدين عليه السلام مىفرمايد : مردى با خانواده خود سوار كشتى شد در ميان راه ، دريا به حركت آمد و كشتى
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 70 / 378 .