براى دولت حق به وجود آورد و بدون اين كه از اين آشوب كمترين بهره مادى و دنيايى ببرد ؛ در بيابانى به دست مردى به قتل رسيد و آن چنان به سوء عاقبت گرفتار شد كه در كتب اسلامى از او به عنوان فردى از پيشوايان ضلالت و كفر نامبرده مىشود « 1 » .
آرى ، بيداران راه خدا و عاشقان حضرت حق ، تا زندهاند ، با توجه به زندگى چنين انسانهايى كه در قرآن و تاريخ از آنان ياد شده است ، از عاقبت خود در ترس و وحشتند ، آرى ، از بركت چنين خوفى است كه هميشه مراقب خود هستند و براى دفع خطر از حيات روحانى خود ، در كوشش و فعاليّتاند .
بنابراين خوف از سوء عاقبت ، واقعيّتى است كه انسان مؤمن به آن نيازمند است و اگر با انسان نباشد ، به بر طرف نمودن موانع حُسن عاقبت اقدام نمىكند .
3 - خوف از نافرمانى خدا
از دورترين ايّام حيات براى پيشگيرى از وقوع جرم ، جريمه و قانونهاى كيفرى وضع شده است جرايم و كيفرهاى شخصى و اجتماعى يكى از مهمترين عوامل ايجاد ترس در برابر انجام جرم است و نقش مهمى در كاهش مفاسد و جرايم اجتماعى را به خود اختصاص داده است .
آيين الهى كه حاوى تمام مقررات لازم براى انسان است و قوانين آن براى جلب مصلحت و دفع مفسده به نفع بشر وضع شده است ، معمولًا براى جرمها و گناهان دو جريمه قائل است ، جريمههاى دنيايى كه نتيجهء اعمال و رفتار شخصى و اجتماعى انسان است و جريمههاى آخرتى كه آن نيز مخصوص گناهان است .
هامش
( 1 ) - سفينة البحار : 3 / 441 ؛ دار الأسوه .