نافرمانى خداوند ، بر هر فردى لازم و ضرورى است .
پس روشن شد كه سه عامل در سرنوشت انسان بسيار مؤثّر است كه عدم توجّه به هر كدام از اين سه عامل ، انسان را دچار تزلزل و گمراهى خواهد كرد .
اين جاست كه بايد سعادت و شقاوت را با توجّه به آن سه عامل دوباره تفسير كنيم :
سعيد يا سعادت ، به معنى فراهم بودن اسباب نعمت و شقى يا شقاوت به معنى فراهم بودن اسباب گرفتارى و مجازات و بلاست و به تعبير بهتر ، اين شقاوت و سعادت چيزى جز نتيجهء اعمال و كردار و رفتار و نيّات خود انسان در دنيا نيست .
خداوند متعال در قرآن مجيد مىفرمايد :
قَالُواْ رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَ كُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ » « 1 »
مىگويند : پروردگارا ! تيرهبختى و شقاوت ما بر ما چيره شد ، و ما گروهى گمراه بوديم .
و گناهكاران و دوزخيان به طور صريح اعتراف مىكنند كه از ناحيهء خداوند اتمام حجت شده بوديم و مىتوانستيم با راهنمايى پيامبران و امامان معصوم عليهم السلام و ديگر معلّمان بشر ، سرنوشت خود را تغيير بدهيم و اين كار را نكرديم و با دست خود وسايل بدبختىمان را فراهم ساختيم و معترفيم كه قوم گمراه بوديم .
سعادت و شقاوت در روايات
امام على عليه السلام مىفرمايد :
إِنَّ حَقيقَةَ السَّعادَةِ انْ يُخْتَمَ لِلْمَرْءِ عَمَلُهُ بِالسَّعادَةِ وَ انَّ حَقيقَةَ الشَّقاءِ انْ
هامش
( 1 ) - مؤمنون ( 23 ) : 106 .