حضرت به او فرمود :
چيزى نزد خدا محبوبتر از اطاعت كردن از او نيست و اينكه از نافرمانى او بپرهيزيد ، بنابراين نه زنا كن و نه روزه بگير ، سپس او را نزديك خود خواند و دستش را گرفت و به او فرمود : عمل اهل دوزخ را انجام مىدهى و اميد ورود به بهشت دارى ؟ ! « 1 »
منم و عشق و بيقرارىها * دمبدم نالهها و زارىها
تيغ خونين كشيده مىآيد * مىرسد وقت جانسپارىها
نااميدم مكن زنيم نگه * كز تو دارم اميدوارىها
صد بلا مىرسد به دل زغمت * باشد اينها ميان يارىها
اشك ما مىفتد ز پرده برون * نيست در عشق پردهدارىها
بار عشق تو مىبريم به خاك * شرط يارى است بردبارىها
فيضى از گرد چهره پاك مكن * مده از دست خاكسارىها
( فيضى هندى )
هامش
( 1 ) - الكافى : 5 / 541 ، حديث 5 ؛ بحار الأنوار : 67 / 286 ، باب 56 ، ذيل حديث 8 .