ما چو خاشاكيم در درياى هستى روى پوش * موج وحدت كى به ساحل افكند خاشاك ما
ما به جولانگاه وحدت غير شه را ننگريم * گر دو عالم را ببندد بخت بر فتراك ما
از وفادارى چو خاك پاى اهل دل شديم * قبلهء اهل وفا شد تا قيامت خاك ما
درد راحت بخش خود بر ما حوالت كن كه نيست * جز به دردت شادى جان و دل غمناك ما
جز به سوز شمع ديدارت نمىسازد بلى * همچو پروانه دل آشفته بىباك ما
از جراحتها چه راحتهاست ما را اى كه هست * نيش تو نوش حسين و زهر تو ترياك ما
( منصور حلّاج )