عوضى را جايگزين آن مىكند ؛ و او بهترين روزى دهندگان است .
بنابراين ؛ آگاهى خداوند به عوامل و حجابهايى كه براى سهميه هر آدمى مقدر است ، انسان را از تباهى و گردنكشى نگه مىدارد . و برپايهء حكمت ، ظهور اطلاقى رزق را محدود مىسازد .
وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرّزْقَ لِعِبَادِهِلَبَغَوْاْ فِى الْأَرْضِ وَ لكِن يُنَزّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَآءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِخَبِيرُبَصِيرٌ » « 1 »
و اگر خدا روزى را بر بندگانش وسعت دهد ، در زمين سركشى و ستم كنند ، ولى آنچه را بخواهد به اندازه نازل مىكند ؛ يقيناً او به بندگانش آگاه و بيناست .
گاهى ما در روزى مادى و جسمانى از خداوند درخواست زيادهطلبى ويژهاى همراه با تلاش فراوان مىكنيم و مىگوييم : خدايا ! دارايى زيادى به ما ارزانى دار در حالى كه چنين دعايى ارزنده نيست ؛ زيرا اگر سزاوار نباشى و روزى تو نباشد باعث وزر و و بال مىشود ، سپس از خداوند طلب راحتى و مرگ مىكنى از اين رو گاه فرزند ، دارايى و دانش و خردى كه ايمان و تقوا به همراه نداشته باشد سبب گرفتارى و عذاب وجدان مىگردد . چون هر افزايشى خير و بركت نمىآورد .
حكايتى در رزق
« حضرت موسى عليه السلام فقيرى را ديد كه از شدّت تهيدستى ، برهنه روى ريگهاى بيابان خوابيده است . چون نزديك او رفت ؛ فقير گفت : اى موسى ! دعا كن تا خداوند متعال رزق اندكى به من بدهد ، از بىتابى ، جانم به لب رسيده است .
موسى عليه السلام براى او دعا كرد و از آنجا ( براى مناجات به كور طور ) رفت . چند روز
هامش
( 1 ) - شورى ( 42 ) : 27 .