تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
انسان است نه تأكيد و تشديد و اصلاح متولّى قوانين . شما مىدانيد كه به طور كلّى در ميان بشر سه روش اجتماعى بيشتر نبوده و نيست : 1 - روش استبداد كه مقدّرات مردم را به دست يك اراده مىدهد و هر چه دلخواه او بوده باشد به مردم تحميل مىكند . 2 - روش حكومت اجتماعى كه ارادهء امور مردم به دست قانون گذارده مىشود و يك فرد يا يك هيئت مسئول اجرا مىشوند . 3 - روش دينى كه ارادهء تشريعى خداى جهان در مردم به دست همهء مردم حكومت كرده و اصل توحيد و اخلاق فاضله و عدالت اجتماعى را تضمين مىنمايد . در روش اول و دوم تنها مراقب افعالِ مردمند ، و كارى با اعتقاد و اخلاق ندارند ، و به مقتضاى آنها انسان در ماوراى مواد قانونى يعنى در اعتقاد و اخلاق آزاد مىباشد ، زيرا ماوراى قوانين اجتماعى ضامن اجرا ندارد . تنها روشى كه مىتواند صفات درونى انسان و اعتقاد را ضمانت نموده و اصلاح كند روش دين است كه به هر سه جهت اعتقاد ، اخلاق ، اعمال ، رسيدگى مىنمايد . نتيجه اين‌كه : رافع حقيقى اختلافات اجتماعى تنها روش دين است و بس . نظر به اين‌كه ارتفاع اختلافات از جامعهء انسانى بدون ترديد صلاح نوع و كمال انسانى است و از طرف ديگر دين تنها راه رفع اختلافات مىباشد و از سوى ديگر دستگاه آفرينش هر نوع را به سوى كمال حقيقى وى هدايت كرده و سوق مىدهد ، پس ناچار خالق دستگاه آفرينش ، دين حق و سزاوارى را بايد براى انسانيّت تعيين كرده و به عالم انسانى وحى كند و اين همان دين حقّى است كه بايد در جامعه بوده باشد . نبايد تصور كرد كه درست است كه رفع اختلافات بايد با دين انجام گيرد ولى دستگاه آفرينش به الهامى كه به واسطهء عقل اجتماعى مىنمايد افراد نابغه و