مىشود حساب كنيد .
از سوى ديگر با يك قطرهء مركّب فكر كنيد چند كلمه مىتوان نوشت ؟ سپس آن را در يك استخر و يك درياچه و يك دريا و اقيانوس و سرانجام همهء درياهاى روى زمين ضرب كنيد چه عدد عجيبى را تشكيل مىدهد ؟ ! !
عظمت اين سخن آنگاه روشنتر مىشود كه به اين واقعيّت توجّه كنيم كه عدد سبع در آيهء مشابه آيهء مورد بحث در سورهء مباركه لقمان ، عدد « تعداد » نيست بلكه عدد « تكثير » است و به تعبير ديگر مفهومش اين است كه اگر درياهاى بسيار بر آن دريا بيفزاييم باز كلمات اللَّه پايان نمىيابد .
موضوع مهمّى كه در اينجا توجّه به آن لازم است اين است كه آيهء فوق در عين اين كه گسترش بى انتهاى جهان هستى را در گذشته و حال و آينده مجسّم مىسازد ، ترسيمى از علم نامحدود خداوند نيز هست ، چرا كه مىدانيم خداوند به همهء آنچه در پهنهء هستى بوده است و خواهد بود احاطهء علمى دارد ، بلكه علم او به حكم اين كه علم حضورى است از وجود اين موجودات جدا نخواهد بود . » « 1 » چه كند مشتى خاك درهم پيچيده و امواجى از فعّاليتهاى حياتى و روانى كه انسان ناميده مىشود ، در مقابل مقام ربوبى احديّت كه همهء جهان هستى با كهكشانهاى پويا و با انسانهاى بىشمارش ، چيزى جز مشق كوچكى از يك لحظهء مشيّت او نيست ؟
و نيز هر نيروئى كه براى كوشيدن در راه او بسيج شود ، و هر راهى كه براى وصول به اداى حق او درنورديده شود ، جزئى از حق اوست كه ادا كردن آن براى انسان امكانناپذير است .
در سه مورد از آيات قرآنى وارد شده است .
هامش
( 1 ) - تفسير نمونه : 12 / 573 ، ذيل تفسير آيهء 109 سورهء كهف .