« وَ اعْصِمْنى مِنْ انْ اظُنُّ بِذى عَدَمٍ خَساسَةً اوْ اظُنُّ بِصاحِبِ ثَرْوَةٍ فَضْلًا فَانَّ الشَّريفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طاعَتُكَ وَ الْعَزيزَ مَنْ اعَزَّتْهُ عِبادَتُكَ . » « 1 » مرا از خوار نگريستن تهيدست و برتر گمان كردن ثروتمند ، حفظ فرما ، چه آن كه شريف آن است كه طاعت تو او را شريف نموده و عزيز كسى است كه عبادت تو او را عزت داده است .
يعنى ، امام از سوى تنگدستى مورد تحقير قرار نگيرد و به ارزش اجتماعى او آسيب نرسد و براى ارشاد و راهنمايى مردم مؤثّر باشد و عزت او در جامعه محفوظ بماند .
حقيقت جاه و منزلت
« جاه » عبارت از منزلت و مقامى است كه نصيب انسانهاى دوست داشتنى مىشود . و آن بر دو گونه است :
الف - جاهى كه محبوبيت در آن بر اثر كمالاتى است كه به خاطر آن عمر و مال و خانوادهء خود را فدا مىكند .
هدايت مردم ، راهنمايى انسانها ، حمايت از مظلومان و انزجار از ستمگران ، خدمت به محرومان و بينوايان ، كسب علم ، تقوى ، سخاوت ، شجاعت و . . . و از اين قبيل ؛ مقامهاى بلند و معنوى پديد مىآورند . هر كه داراى آنهاست بر دلها و جانها حكومت مىكند و مورد الطاف الهى و امداد غيبى و تأييد معصومان و اولياى الهى قرار مىگيرد .
ب - جاه به گونهء ديگر ، در دنيا نوعى سلطه به مردم است كه رياست و
هامش
( 1 ) - صحيفهء سجّاديه : دعاى 35 .