تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
دوستى خود وصل كردى . « 1 » حضرت فيض در زمينهء دوستى و محبّت و اداى حقوقى كه دو يار بر هم دارند مىفرمايد :
بيا تا مونس هم يار هم غمخوار هم باشيم * انيس جان غم فرسودهء بيمار هم باشيم شب آيد شمع هم گرديم و بهر يكديگر سوزيم * شود چون روز دست و پاى هم در كار هم باشيم دواى هم شفاى هم براى هم فداى هم * دل هم جان هم جانان هم دلدار هم باشيم به هم يك تن شويم و يك دل و يك رنگ و يك پيشه * سرى در كارهم آريم و دوش بارهم باشيم جدائى را نباشد زهره‌اى تا در ميان آيد * به هم آريم سربر گرد هم پرگار هم باشيم حيات يكدگر باشيم و بهر يكدگر ميريم * گهى خندان زهم گه خسته و افگار هم باشيم
به وقت هشيارى عقل كل گرديم بهر هم * چو وقت مستى آيد ساغر سرشار هم باشيم جمال يكدگر گرديم و عيب يكدگر پوشيم * قبا و جبّه و پيراهن و دستار هم باشيم غم هم شادى هم دين هم دنياى هم گرديم * بلاى يكدگر را چاره و ناچار هم باشيم
( فيض كاشانى )
هامش
( 1 ) - الكافى : 2 / 169 ، حديث 2 ؛ وسائل الشيعة : 12 / 205 ، باب 122 ، حديث 16097 .