از آيهء فوق استفاده مىشود كه دعوتهاى شيطان ، هرگز اختيار و آزادى اراده را از انسان نمىگيرد ، بلكه او يك اميد دهندهاى بيش نيست ولى انسان با علاقه و ميل خود ، زمينههاى قبلى و پيوستگى به خواستههاى او را فراهم مىسازد .
زمينههاى كار خلاف وضع انسان را به جايى مىرساند كه حالت بىاختيارى در برابر وسوسهها در وجودش پيدا مىشود ، همان گونه كه در همهء معتادان به مواد افيونى مشاهده مىشود كه با ارادهء خودشان راه اسارت را براى خود باز مىكنند . و با اولين پُكى كه به سيگار مىزنند تير مسموم شيطان را به سوى خود مىرهانند ، سپس براى توجيه دعوت شيطان مىگويند ، اين نشانهء مرادنگى و بزرگى است و يا براى تفريح و سرگرمى و آرامش فكرى چنين مىكنيم .
شيطان به اين ترتيب در قيامت ، پاسخ دندان شكنى به همه كسانى كه گناهان خويش را به گردن او مىاندازند و او را عامل انحرافات خود مىشمرند و به او لعنت مىفرستند ، مىدهد . و اين شيوهء كودكان را كه گروهى از گنهكاران براى تبرئهء خويش دارند ، مىكوبد ؛ و مىگويد : مرا سرزنش نكنيد بلكه خود را ملامت كنيد ؛ زيرا خودتان كرديد كه لعنت بر خودتان باد . در حقيقت سلطان حقيقى بر انسان ، اراده و عمل اوست نه چيز ديگر .
برنامههاى شيطان براى گمراهى انسان
از آيات كريمه قرآن استفاده مىشود : شيطان سوگند ياد كرده كه : چند برنامه را در دعوت خود اجرا كند و گام به گام خود را به سوى هدفهايش نزديك سازد .
1 - از بندگان خدا نصيب معينى را انتخاب مىكند كه انسانهاى باايمان و ارادهء ضعيف ، تسليم اويند .
2 - با گمراه كردن و زيبا جلوه دادن راه باطل ، حق را بر مردم مىپوشاند .
3 - با وعدهها و آرزوهاى دور و دراز و رنگارنگ بندگان را سرگرم مىسازد .