شَرُّ الْآباءِ مَنْ دَعاهُ الْبِرُّ الَى الْافْراطِ ، وَشَرُّ الْابْناءِ مَنْ دَعاهُ التَّقْصيرُ الَى الْعُقُوقِ . « 1 »
بدترين پدران كسانى هستند كه در نيكى و محبت نسبت به فرزندان از حد مناسب تجاوز كنند ، و بدترين فرزندان كسانى هستند كه در اثر تقصير و كوتاهى در انجام وظايف ، عاق پدر شوند .
محيط خانواده يك محيط اجتنابناپذير ، و كودك ناگزير به زندگى در آن است .
ضوابط و قواعد آن بر طفل تحميل شده و كودك تحمل آن را مجبور است .
پس در چنين وضع و شرايطى براى كودك ، حقى پيدا مىشود كه والدين موظّف به اداى آن لااقل در محيط خانوادهاند . تربيت مهمترين حق او در قلمرو مهمترين محدودهء زندگى اوست . پدر در آن رابطه مسؤوليت مستقيم دارد ، بايد او را به گونهاى بپروراند كه فعلًا فردى در حال رشد ، و در آينده عضوى مفيد براى جامعه باشد .
فرزند ، عزيزترين فرد براى پدر و مادر است ، وطبيعى است آنها دوست بدارند كه اين عزّت و دُردانگى همچنان محفوظ ماند ، و در زندگى آينده تداوم يابد ، در اين راستاست كه والدين كودك عقلًا و هم از نظر اخلاقى موظف به تربيت او مىشوند .
بخشش و تفضّل والدين به كودك روا نيست در حد مال و ثروت و غذا باشد ، و هم بخشش آن نيست كه از هم اكنون به شكرانهء ولادتش پدر و مادر زمينى را به اسم او قباله كنند و براى آيندهء او از نظر مال و ثروت بينديشند ؛ زيرا كه اين همه در قبال تربيت هيچ است .
امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - تاريخ اليعقوبى : 2 / 321 ؛ الامامة و اهل البيت ، محمد بيومى : 3 / 64 .