راضى شو ، آن زن گفت :
رَضِىَ اللّهُ عَنْهُ بِرِضاكَ يا رَسُولَ اللّهِ .
و چون اين جمله را كه مشعر بر رضايت او بود نسبت به پسرشگفت ، زبان آن جوان باز شد . حضرت به او فرمود :
لا إله الَّا اللّهُ ،
گفت :
لا الهِ الَّا اللّهُ .
حضرت فرمود : چه مىبينى ؟ عرض كرد :
مىبينم مرد سياهى بد منظر با جامههاى چرك و بوى گنديده و بد كه نزد من آمده و گلو و راه نفس مرا گرفته . حضرت فرمود : بگو :
يا مَنْ يَقبَلُ الْيَسيرَ ، وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثيرِ ، اقْبَلْ مِنِّى الْيَسيرَ ، وَاعْفُ عَنِّى الْكَثيرَ ، انَّكَ انْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ .
اى آن كه طاعت اندك را پذيرى و از گناه بسيار درگذرى ، طاعت اندك مرا بپذير و از گناه بسيارم درگذر كه تو بسيار آمرزنده و مهربانى .
آن جوان اين كلمات را گفت ، آن وقت حضرت به او گفت : نگاه كن چه مىبينى ؟
گفت : مىبينم مردى سفيد رنگ ، نيكو صورت ، خوشبو ، با جامههاى خوب نزد من آمده و آن سياه پشت كرده و مىخواهد برود . حضرت فرمود : اين كلمات را اعاده كن ، حضرت فرمود : چه مىبينى ؟ عرض كرد : ديگر آن سياه را نمىبينم و آن شخص سفيد نزد من است . پس در آن حال آن جوان وفات كرد . » « 1 » در برخى تفاسير آمده است :
مردى مشغول طواف بود ، در حالى كه مادرش را براى طواف به دوش داشت ، درآن هنگام رسول خدا را ديد ، عرضه داشت : آيا حق مادرم را با اين كار انجام دادهام ؟ فرمود : نه حتى جبران يكى از نالههاى او را به هنگام وضع حمل نمىكند . « 2 » آرى ، آيات و رواياتى كه از نظرتان گذشت ، الهامات الهى و وحى آسمانى است
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 78 / 232 ، باب 5 ، حديث 7 ؛ الأمالى ، شيخ طوسى : 65 ، حديث 95 .
( 2 ) - تفسير فى ظلال القرآن : 4 / 2222 ، ذيل آيهء 23 سورهء اسراء ؛ تفسير ابن كثير : 3 / 38 ، ذيل آيهء 23 سورهء اسراء .