تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
گفت : مادرم ، فرمود : او را عنايت كن كه بهشت زير دو قدم اوست » . « 1 » « جوانى قصد جبهه داشت ، با مادر نزد رسول خدا آمد ، نسبت به جبهه رفتن اعلام علاقه كرد ، ولى مادرش او را منع مى كرد ، فرمود : نزد مادرت بمان كه همان ثواب جهاد براى تو خواهد بود » . « 2 » البته نظير اين روايات روايات ديگرى هم هست ، ولى بايد توجه داشت اين گونه روايات ناظر به زمانى است كه ارتش اسلام از نظر نيرو تأمين باشد . ابراهيم بن مهزم مىگويد : « شبى با مادرم از نزد حضرت صادق عليه السلام به منزلم آمدم ، بين من و مادرم گفتگوئى در گرفت و من با مادر سخن درشت و غليظ گفتم . پس از نماز صبح خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم ، فرمود : ديشب با مادرت درشت گوئى كردى ، آيا نمىدانى كه شكم او محل سكونت تو بود ، و دامنش گهواره ات ، و سينه‌اش ظرف نوشيدنيت ؟ عرضه داشتم : چرا ، فرمود : پس با او به درشتى سخن مگو » . « 3 » حضرت سجّاد عليه السلام مىفرمايد : جاءَ رَجُلٌ الَى النَّبِىِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ما مِنْ عَمَلٍ قَبيحٍ الّا قَدْ عَمِلْتُهُ ، فَهَلْ لِى مِنْ تَوْبَةٍ ؟ فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ : فَهَلْ مِنْ والِدَيْكَ احَدٌ حَىٌّ ؟ قالَ : ابى ، قالَ : فَاذْهَبْ فَبِرَّهُ . قالَ : فَلَمّا وَلّى قالَ : رَسُولُ اللّهِ لَوْ كانَتْ امُّهُ . « 4 » مردى خدمت رسول اسلام مشرف شد و عرضه داشت : گناهى نبوده كه انجام نداده‌ام ، آيا بر من راه توبه باز است ؟ فرمود : كدام يك از پدر و مادرت زنده هستند ؟ عرضه داشت : پدرم ، فرمود : برو به او نيكى كن . وقتى جوان از
هامش
( 1 ) - كنز العمال : 4 / 607 ، حديث 11760 ؛ مقارنة الاديان : 138 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 71 / 59 ، باب 2 ، حديث 20 ؛ الكافى : 2 / 163 ، حديث 20 . ( 3 ) - بحار الأنوار : 47 / 72 ، باب 5 ، حديث 32 ؛ بصائر الدرجات : 243 ، باب 11 ، حديث 3 . ( 4 ) - بحار الأنوار : 71 / 82 ، باب 2 ، حديث 89 ؛ مستدرك الوسائل : 15 / 179 ، باب 70 ، حديث 17930 .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 261 | شيخ حسين انصاريان