يوسفا ! همان گونه كه آن منظرهء ملكوتى و آسمانى با آن جلال و كبريا در آن محيط با صفاى ماوراى ماده در نظرت مجسم گشت و اين لطفى بود كه مستقيماً از عالم غيب نصيب تو شد .
از اين خواب چنين مىفهم كه : سه لطف ديگر نيز در انتظار توست :
1 - همان دست توانايى كه تو را تربيت كرد ؛ تو را بر مىگزيند و يك نوع حقيقت و خلوص و جلالت شأن و عظمت مقام به تو مىدهد كه از شخصيتهاى ممتاز و برجسته اجتماع گردى .
2 - قسمتى از تعبير خواب را به تو مىآموزد .
3 - نعمت و رحمتش را بر تو و خانوادهء من تمام مىكند ، چنانچه در سابق بر دو جد بزرگوارت ابراهيم و اسحاق لطف و عنايتش را تمام كرد ، بدون ترديد پروردگارت هر چه مىكند از روى علم و حكمت مىكند . » « 1 » بشارتى براى اولياى الهى در دنياست كه مىفرمايد :
لَهُمُ الْبُشْرى فِى الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِى الْآخِرَةِ » « 2 »
آنان را در زندگى دنيا و آخرت مژده و بشارت است .
يكى از نمونه واقعىاش همين خواب يوسف و خواب حضرت عبدالمطلب است كه در قرآن و روايات آمده است .
حضرت فيض مىسرايد :
دوشم آن دلبر غمخوار به بالين آمد * شاد و خندان بگشاد دل غمگين آمد
گفت برخيز زجا فيض سحر را درياب * ملك از بام سماوات به پايين آمد
هامش
( 1 ) - جمال انسانيّت : 19 .
( 2 ) - يونس ( 10 ) : 64 .