« بنابراين اولياى الهى كسانى هستند كه ميان آنان و خدا حايل و فاصلهاى نيست .
حجابها از قلبشان كنار رفته و در پرتو نور معرفت و ايمان و عمل پاك ، خدا را با چشم دل چنان مىبينند كه هيچ گونه شك و ترديدى به دلهايشان راه نمىيابد و به خاطر همين آشنايى با خدا كه وجود بى انتها و قدرت بى پايان و كمال مطلق است ماسواى خدا در نظرشان كوچك و كم ارزش و ناپايدار و بى مقدار است .
كسى كه با اقيانوس آشناست قطره در نظرش ارزشى ندارد و كسى كه خورشيد را مىبيند نسبت به يك شمع بى فروغ بى اعتناست .
روشن مىشود كه چرا آنان ترس و اندوهى ندارند ؛ زيرا خوف و ترس انسان از نابودى نعمتهائى كه انسان در اختيار دارد و يا خطراتى كه ممكن است در آينده او را تهديد كند ناشى مىشود ، همان گونه كه غم و اندوه نسبت به گذشته و فقدان امكاناتى مىباشد كه در اختيار داشته است .
اوليا و دوستان راستين خدا از هر گونه وابستگى و اسارت جهان ماده آزادند و زهد به معنى حقيقيش بر وجود آنها حكومت مىكند ، نه با از دست دادن امكانات مادى جزع و فزع مىكنند و نه ترس از آينده در اين گونه مسائل افكارشان را به خود مشغول مىدارد .
بنابراين غمها و ترسهايى كه ديگران را دائماً در حال اضطراب و نگرانى نسبت به گذشته و آينده نگه مىدارد در وجود آنها راه ندارد .
يك ظرف كوچكى آب از دميدن يك انسان متلاطم مىشود ، ولى در پهنه اقيانوس كبير حتى طوفانها كم اثر است . و به همين دليل اقيانوس آرامش مىنامند .
لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ » « 1 »
تا [ با يقين به اين كه هر گزند و آسيبى و هر عطا و منعى فقط به ارادهء خداست
هامش
( 1 ) - حديد ( 57 ) : 23 .