نطفهاى در قرارگاهى استوار [ چون رحم مادر ] قرار داديم . * آنگاه آن نطفه را علقه گردانديم ، پس آن علقه را به صورت پارهگوشتى درآورديم ، پس آن پارهگوشت را استخوانهايى ساختيم و بر استخوانها گوشت پوشانديم ، سپس او را با آفرينشى ديگر پديد آورديم ؛ پس هميشه سودمند و بابركت است خدا كه نيكوترين آفرينندگان است .
دين قيّم
در اين خزانهء بى نظير آفرينش و گوهر پر بهاى فطرت ، يعنى نيروى كشش به سوى توحيد و حقايق ، دين قيم قرار داده شد :
فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَةَ اللّهِ التَّى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لاتَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَعْلَمُونَ » « 1 »
پس [ با توجه به بىپايه بودن شرك ] حقگرايانه و بدون انحراف با همهء وجودت به سوى اين دين [ توحيدى ] روى آور ، [ پاىبند و استوار بر ] سرشت خدا كه مردم را بر آن سرشته است ، باش براى آفرينش خدا هيچ گونه تغيير و تبديلى نيست ؛ اين است دين درست و استوار ؛ ولى بيشتر مردم معرفت و دانش [ به اين حقيقت اصيل ] ندارند .
دين قيم و نور الهى و كشش به سوى آن ، واقعيتى است كه در ذات انسان نهاده شده ، هر چند گروهى از مردم به آن توجّهى نداشته باشند .
در اين ظرف وسيع و گستردهء ميوهاى شيرين و با منفعت چون عقل كه همچون نورافكنى قوى براى زدودن تاريكى هاست نهاده شده ، تا راه انسان براى پذيرش حقايق و واقعيتها كه نسبت به آن جاذبه و خواسته درونى دارد آسان گردد .
هامش
( 1 ) - روم ( 30 ) : 30 .