چه شايسته كردى كه جوئى بهشت * نمىزيبدت ناز با روى زشت
به گفت اين سخن پير و بگريست مست * كه از من بدار اى جوانمرد دست
عجب دارى از لطف پروردگار * كه باشد گنه كارى اميدوار
تو را مىنگويم كه عذرم پذير * در توبه باز است و حق دستگير
همى شرم دارم زلطف كريم * كه خوانم گنه پيش عفوش عظيم
كسى را كه پيرى در آرد زپاى * چو دستش نگيرى نخيزد زجاى
من آنم زپا اندر افتاده پير * خدايا ! بفضل خودت دست گير
نگويم بزرگى و جاهم ببخش * فروماندگى و گناهم ببخش
اگر يارى اندك زلل داندم * به نابخردى شهره گرداندم
تو بينا و ما خائف از يكديگر * كه تو پرده پوشى و ما پرده در
برآورده هر دم زبيرون خروش * تو با بنده در پرده و پرده پوش
به نادانى ار بندگان سركشند * خداوندگاران قلم دركشند
اگر جرم بخشى به مقدار جود * نماند گنه كارى اندر وجود
گرم دستگيرى به جائى رسم و * گر بفكنى بر نگيرد كسم
و گر خشمگيرى به قدر گناه * بدوزخ فرست و ترازو مخواه
بضاعت نياوردم الّا اميد * خدايا ! ز عفوم مكن نااميد
( سعدى شيرازى )
10 - مداومت بر ظلم
تداوم ظلم و ستم و عصيان و معصيت تا وقت مرگ باعث بسته شدن در توبه است .
وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّى تُبْتُ الآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ اعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً