ستم و ستم پيشگان و ستمديدگان
اهل لغت ظلم را به ستم ، خوردن حق مردم ، كار ضد عدالت ، چيزى را در غير محل خود قرار دادن معنا كردهاند .
در معارف اسلامى انواع ظلمها را تحت سه عنوان آوردهاند :
حضرت باقر عليه السلام فرمود :
الظُّلْمُ ثَلاثَةٌ : ظُلْمٌ يَغْفِرُهُ اللّهُ ، وَ ظُلْمٌ لايَغْفِرُهُ اللّهُ ، وَ ظُلْمٌ لايَدَعُهُ . فَامَّا الظُلْمُ الَّذى لايَغْفِرُهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فَالشِّرْكُ بِاللّهِ ، وَ امَّا الظُّلْمُ الَّذى يَغْفِرُهُ اللّهُ عَزَّوَ جَلَّ فَظُلْمُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ فيما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللّهِ عَزَّوَجلَّ ، وَ امَّا الظُّلْمُ الَّذى لايَدَعُهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فَالْمُدايَنَهُ بَيْنَ الْعِبادِ . « 1 »
ظلم سه نوع است : ظلمى كه خداوند مىبخشد و ظلمى كه نمىبخشد و ستمى كه مكافاتش را در دنيا و آخرت وانمى گذارد .
اما ستمى كه نمىبخشد شرك است ، اما ظلمى كه مىبخشد گناهى است كه مؤمن بين خود و خدا دارد و اما ستمى كه وا نمىگذارد كليه حقوقى است كه مردم به يكديگر دارند و در موارد آن حقوق ظلم شده است .
مشرك ظالم است ؛ زيرا غير خدا را كه مخلوقى ضعيف و ذليل و فقر محض است ، شريك خدا قرار داده و عبادت را در غير محلّش برده و به جاى طاعت از حق ، معصيت گذاشته . البته مشرك اگر به خود آيد و دست از شرك بردارد و به توبه وانابه متوسّل شود مورد آمرزش قرار مىگيرد .
و مؤمن معصيت كار هم ظالم است ؛ زيرا از خواستهء مولا ومحبوبش روى گردانده و دچار هوا و هوس شده و قدرت و قوت خويش را به جاى اين كه خرج عمل صالح كند مصرف گناه نموده است .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 75 / 173 ، باب 22 ، ذيل حديث 5 ؛ تحف العقول : 293 .