جهان سِفله اگر با كسى وفا كردى * ز كيقباد كجا منتقل شدى به قباد
كسى كه آمد و بنهاد رسم سردارى * به عاقبت نشنيدى كه رفت و سر بنهاد
اگر عمارت شدّاد شد بهشت برين * ببين كه بر چه طريقش بهشت و شد شدّاد
به پيره زال جهان دل مده كه در همه عمر * نبوده است دمى پور زال از او دلشاد
مگو حكايت شيرين كه خسرو از غم او * هلاك گشت به تلخىّ و جان شيرين داد
غلام همّت آنم كه بهر راحت خلق * نهد چو بانىِ اين بقعه گوشهاى بنياد
( خواجوى كرمانى )
6 - سوء خلق
بداخلاقى و تندخويى و به تعبير حضرت سجّاد عليه السلام شَكاستِ « 1 » خُلق از قوىترين عوامل سيه روزى و تيره بختى و سوزندهء ريشه سعادت و سلامت و بر باد دهندهء خير دنيا و آخرت است .
در تمايلات نفسانى و امساك از خواهشهاى درونى هر انسانى دو قدرت مثبت و منفى وجود دارد .
قدرت مثبت ، هدفش جلب لذتها و ارضاى غرايز است . او ميل دارد كليه خواهشهاى طبيعى ، بدون قيد و شرط برآورده شود . اين نيرو كه نيك و بد را درك
هامش
( 1 ) - شكاست : تندخويى و بخيل بودن .