نمىشناسد و تنها به لذّت و خوشى مىانديشد در وجود هر بشرى سبب نمايش چهرهء زشت اخلاق است .
در قرآن مجيد اين قدرت درونى به « نفس امّاره » تعبير شده است كه بندهاش را در آزمايش دشوارى قرار داد .
وَ مَآ أُبَرّئُ نَفْسِى إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبّى إِنَّ رَبّى غَفُورٌ رَّحِيمٌ » « 1 »
من خود را از گناه تبرئه نمىكنم ؛ زيرا نفس طغيان گر ، بسيار به بدى فرمان مىدهد مگر زمانى كه پروردگارم رحم كند ؛ زيرا پروردگارم بسيار آمرزنده و مهربان است .
قدرت منفى در باطن انسان ، آدمى را از رسيدن به گناهان لذيذ و ناپاكى بازمىدارد . و تمايلات را تعديل مىكند و نفس امّاره سركش را ملامت و مهار مىنمايد . اين توان از نيكى و پاكى حمايت مىكند و بدى را دفع مىكند .
در قرآن كريم از اين نيروى بازدارنده و تعديل كننده به « نفس لوّامه » ياد شده است .
وَ لَآأُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ » « 2 »
و به نفس سرزنشگر قسم مىخورم .
بر اساس بيان قرآن انسان داراى فطرت توحيدى است و از طريق آن به وجود خداوند با صفات جميله پىمىبرد و از راه فطرت نيز با مكارم و رذايل اخلاقى آشنا مىشود كه فضيلت آن را تقواى نفس و رذيلت را فجور نفس مىنامند .
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) : 53 .
( 2 ) - قيامة ( 75 ) : 2 .