ابليس شبى رفت به بالين جوانى * آراسته با شكل مهيبى سرو بر را
گفتا كه منم مرگ اگر خواهى زنهار * بايد بگزينى تو يكى زين سه خطر را
يا آن پدر پير خودت را بكشى زار * يا بشكنى از مادر و خود سينه و سر را
يا آن كه بنوشى دوسه جامى تو از اين مى * تا آن كه بپوشم زهلاك تو نظر را
لرزيد از اين بيم جوان بر خود و جا داشت * كز مرگ فتد لرزه به تن ضيغم نر را
گفتا پدر و مادر من هر دو عزيزند * هرگز نكنم ترك ادب اين دو نفر را
لكن چو به مىدفع شر از خويش توان كرد * نوشم دو سه جامىّ و كنم دفع خطر را
نوشيد دو جامىّ و چو شد خيره زمستى * هم مادر خود را زد و هم كشت پدر را
اى كاش شود خشك بُن تاك خداوند * زين مايهء شر حفظ كند نوع بشر را
( ايرج ميرزا )
كوتاهى در شكر نعمت
شكر نعمتها حقيقتى است عملى كه هيچ برنامهاى جاى آن را نمىگيرد . اين واقعيتى است كه از قول حضرت حق به داود عليه السلام استفاده مىشود به وقتى كه از