عفو حضرت حق
انسان درعرصه گاه آفرينش به ارادهء حضرت ربّ العزّه از جايگاه ويژهاى برخوردار است كه ساير موجودات هستى را به آن جايگاه راهى نيست و اين به خاطر مايه هايى است كه جهت رشد و كمال انسان و رسيدنش به وصال و لقاى حق در او قرار داده شده است .
با ارزشترين و پرمنفعتترين گوهر خزانهء خلقت حق در او قرار داده شده است و عقل در وجود آدمى به عنوان امانت حق ، درخشندگى دارد .
براى انسان لياقت و استعدادى در ظهور دادن واقعيّتها و حقايق از افق جانش وجود دارد كه براى ساير موجودات نظيرش نيست . انسان در پهنهء زمين آيينهاى است كه اگر صافى و پاكى آن را از غبار كدورتها و گرد و خاك معاصى حفظ كند ، منعكس كنندهء اسما و صفات حق مىشود .
انسان درياى عظيمى است كه او را اوّل هست ولى برايش از جانب دوست آخرى قرار داده نشده ! او را قدمى براى سير و سلوك و طىّ منازل عرفان و رسيدن به نقطهء عشق و معراج جان و نورانيّت قلب دادهاند كه چنين عنايتى به موجود ديگر نكردهاند . او مجلاى صفات جلال و ميدان اوصاف جمال و مشكات نور ذات ذوالجلال و جانشين حضرت محبوب در گهوارهء حيات است .
اگر جهان جسم است ، انسان جان اين جسم و اگر عرض است انسان در برابر آن ، جوهر و اگر ماهيّت است او براى اين ماهيّت به عنوان وجود در تجلّى است .
عالميان همه رعيّت و انسان الهى امير اين رعيّت و ميدان دار اين صحنه و محل بروز حقيقت و بازار فضيلت و كرامت است . او مدار حقايق ، عرصه گاه وقايع ، نقطهء پرگار دقايق ، زندهء ناطق و امير هفت اقليم عشق و سرّى مخصوص از اسرار حضرت ربّ است .
زهد ، كرامت ، اصالت ، شرافت ، معيّت با حق ، خشوع ، خضوع ، جود ، سخا ،