يُخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ » « 1 »
آنان را از تاريكىها [ ى جهل ، شرك ، فسق وفجور ] به سوى نورِ [ ايمان ، اخلاق حسنه و تقوا ] بيرون مىبرد .
او را دعوت كردهاند تا به مقام نظر كردن به ملكوت آسمانها و زمين برسد و آنچه ناديدنى است ببيند و از اين كه با اين همه استعداد و نيرو در چهارچوب زمين بماند و خود را به اين مقام با عظمت نرساند از او گله و شكوه كردهاند :
اوَلَمْ يَنْظُرُوا فى مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأرْضِ وَ ما خَلَقَ اللّهُ مِنْ شَىْءٍ وَأَنْ عَسَى أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ » « 2 »
آيا در [ فرمانروايى و ] مالكيّت [ و ربوبيّت ] بر آسمانها و زمين و هر چيزى كه خدا آفريده و اين كه شايد پايان عمرشان نزديك شده باشد با تأمل ننگريستهاند .
و اگر درِ نيستى را با قدم صدق بكوبد و با تمام وجود ، نداى :
لا احِبُّ الْآفِلينَ » « 3 »
من غروب كنندگان را دوست ندارم .
سر دهد ، سر از هستى درآورد و به مقام حضور و عرصه گاه شهود رسد و با كرامتى خاص به بارگاه قدس درآيد و به آنچه ناگفتنى است نايل شود .
او مىتواند در همين دنياى خاكى و اين ميدان مادّى و اين بزم محدود به قيامت تجريد قدم نهد و از مقام كثرت ، رجوع به وحدت نمايد و ذائقهء جانش مزهء شيرين
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 257 .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) : 185 .
( 3 ) - انعام ( 6 ) : 76 .