جزاى عمل را ، به هر حال خوبى و بدى در عرصهء قيامت كبرى را مشاهده مىكند .
همه كيفرها و پاداشها بر اين محور است كه انسان به جايگاه حقيقى خويش برسد ؛ همان گونه كه اميرالمؤمنين على عليه السلام در بيان حكمتها مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَضَعَ الثَّوابَ عَلى طاعَتِهِ وَ الْعِقابَ عَلى مَعْصِيَتِهِ ، ذِيادَةً لِعِبادِهِ عَنْ نِقْمَتِهِ ، وَ حَياشَةً لَهُمْ الى جَنَّتِهِ . « 1 »
خداوند سبحان پاداش را بر طاعت و كيفر را بر گناه قرار داده ، تا بندگان را از خشمش بازدارد و آنان را به بهشتش روانه نمايد .
پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
بلا و گرفتارى انبيا از همهء مردم بزرگتر بود سپس كسانى كه شباهت بيشتر به آنان داشتند ؛ خداوند ايوب نبى عليه السلام را به آن بلاى بزرگ كه در نظر مردم كوچك گرديد ، مبتلا ساخت تا هر گاه نعمتهاى بزرگى را كه خداوند مىخواهد در آينده به او عطا كند ؛ ديدند ، دربارهء او ادّعاى ربوبيت نكنند و به اين وسيله بفهمند كه ثواب و پاداش خداوند دو گونه است : استحقاقى و اختصاصى و همچنين دريابند كه هيچ ناتوان و نادار و بيمارى را به خاطر فقر و كمبود ، كوچك نشمارند و بدانند كه خداوند هر كس را بخواهد به بيمارى مبتلا مىسازد و هر كس را بخواهد ، به هر گونه شفا مىبخشد و اين گرفتارىها و شفا بخشيدنها را براى هر كه بخواهد ، مايهء عبرت قرار مىدهد .
و براى هر كه بخواهد موجب شقاوت يا سعادت مىگرداند . خداوند عزّوجلّ در كليه اين امور به عدالت حكم مىكند و كارهايش از روى حكمت است و آن كارى را براى بندگانش مىكند كه بيشتر به صلاح آنان باشد و هر نيرويى
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : حكمت 368 .