مالك عقل خود نيز نيست .
از امام صادق عليه السلام نقل شده :
مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : يا رسول اللَّه ، مرا تعليم ده ، فرمود : برو غضب مكن ، آن مرد گفت : همين مرا بس است . به سوى خاندان خود رفت و به ناگاه ميان تيره و تبارش جنگى برپا بود ، همه صف بسته و سلاح جنگ برداشته بودند . چون چنين ديد سلاح جنگ خود را برداشت و سپس در صف قوم و قبيلهاش شركت جست .
در آن جا به ياد گفتهء رسول خدا صلى الله عليه و آله افتاد كه : خشم مكن . سلاح را بر زمين انداخت و به نزد مردمى كه دشمن تيره و تبارش بودند رفت و گفت : اى مردم ! هر چه زخم و كشتار و زدن بى اثر بر شماها وارد شده به عهدهء من باشد ، من از مال خودم غرامت مىدهم . در پاسخ گفتند : هرچه از اين بابت باشد از آنِ خود شما ، ما خودمان سزاوارتريم كه آنها را تلافى كنيم . فرمود : آن مردم با هم صلح و سازش كردند و خشم از ميان رفت . « 1 » از حضرت باقر عليه السلام روايت شده :
مَكْتُوبٌ فِى التَّوْراةِ فيما ناجَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مُوسى عليه السلام : يا مُوسى ، أمْسِكْ غَضَبَكَ عَمَّنْ مَلَّكْتُكَ عَلَيْهِ أكُفَّ عَنْكَ غَضَبى . « 2 »
در مناجات حضرت حق با موسى در تورات است : اى موسى ! جلوى خشمت را از هر كه زير دست توست بگير ، تا من هم جلوى خشمم را از تو بگيرم .
به حكيمى گفته شد : فلانى ، سخت و شديد بر خودش مسلّط است . گفت : در
هامش
( 1 ) - الكافى : 2 / 304 ، حديث 11 ؛ بحار الأنوار : 22 / 85 ، باب 37 ، حديث 35 .
( 2 ) - الكافى : 2 / 303 ، حديث 7 ؛ وسائل الشيعة : 15 / 360 ، باب 53 ، حديث 20740 ؛ المحجة البيضاء : 5 / 293 .