بود ، از حيثيت آن صورت كماليت كه او راست در هر مرتبهاى و مقامى .
اما علوم حقيقت نتايج بيان اوست از حيثيت مقام احسان و تحقّق به اسما و صورتى كه او راست در وسط حقيقى عالمِ ارواح و مثال و علوم شريعت و اسرار و دقايق حكمتهاى احكام شرعى مستنبط باشد از بيان او
« مِن حيثُ مقامِ الإسْلام و التعلّق بالأسْماء و خصايصِ أفعالِه وَ أقوالِه الْمُخْتَصَّة بِمِزاجِهِ الكامِلِ الواقِعِ فى حاقِّ الوَسَطِ وَ الْإعْتِدالِ . » « 1 »
از بيانات فوق استفاده مىشود كه هر كس با سعى و كوشش و جدّ و جهد خويش به مرتبهء اسلام و ايمان و احسان برسد :
اوّلًا : تمام مسائل مادّى و دنيايى به هر صورت كه باشد در نظرش سهل و آسان و از دست رفتنى جلوه كند .
و ثانياً : تمام همّت خود را بعد از معاش حلال ، صرف رشد عقل و فكر و قلب و روح نمايد ، تا جايى كه مظهر اسما و صفات شود .
ثالثاً : با فيوضات اخروى اتحاد پيدا كرده ، در آن جا آثار وجودى خويش را كه متولّد از اسلام و ايمان و احسان بوده به صورت فردوس و يا جنّت و رضا و خشنودى حق خواهد يافت .
اينچنين انسان در برابر حوادث و ابتلائات و فتنهها و آزمايشها ، بىشكست است و بلكه تمام مكاره براى او زمينهء تذكر و توجه نسبت به حضرت محبوب است و گشايش كار خويش را هم جز به دست رحمت و لطف دوست نخواهد دانست .
آرى ، انسان عجيبترين موجود جهان از نظر باطن و ملكوت وجود است كه با كمك اسلام يعنى عمل به شريعت و ايمان يعنى خلوص و اخلاص و احسان يعنى فناى در حق مىتواند به وصال محبوب واقعى يعنى حضرت ربّ العزّه برسد .
هامش
( 1 ) - مشارق الدَّرارى : 467 - 473 .