بندهاى هرگز با اخلاص ذكر لا إله الا اللّه نگفت مگر اين كه درهاى آسمان به روى او گشوده شده تا به عرش برسد .
و اما هر فعلى و قولى كه از نيّتى و قصدى صحيح خالى ماند يا به يكبارگى هَباءً منثوراً شود تا از اين عالم خاك و آب و هوا و آتش تجاوز نكند و در نشأت آخرت منضمّ با صورت جسمانيش مصور گردد و در جسمش افزوده موجب شدت عذاب صاحبش شود ، أعاذناللَّه من ذلك .
و الإشارة إليه بقوله صلى الله عليه و آله :
إنَّ غِلْظَ جِلْدِ الْكافِرِ اثْنَيْنِ وَ أرْبَعينَ « 1 » ذِراعاً وَ إنَّ ضِرْسَهُ مِثْلُ احُدٍ ، وَ إنَّ
مَجْلِسَهُ مِنْ جَهَنَّمَ ما بَيْنَ مَكَّةَ و الْمَدينَةِ . « 2 »
ضخامت پوست كافر چهل و دو زرع و دندانش همانند احُد و جاى نشستنش چون در جهنّم بين مكّه تا مدينه است .
و ديگر اشارات نصوص قرآن و احاديث صحاح با نظر ارباب كشفِ صحيح مطابقند كه سطح كرسى كريم ، زمين بهشت است و سقفش عرش .
اما اشارت قرآن عزيز آن است كه به چيزى كه سعتِ كرسى را وصف فرموده است به عين همان چيز عرض بهشت را وصف كرده است ، قوله تعالى :
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الأْرْضَ » « 3 »
تخت [ حكومت ، قدرت و سلطنت ] ش آسمانها و زمين را فرا گرفته است .
و قوله تعالى :
هامش
( 1 ) - اثنان و اربعون - ظ .
( 2 ) - الجامع الصغير : 1 / 351 ، حديث 2303 ؛ كنز العمال : 14 / 529 ، حديث 39519 .
( 3 ) - بقره ( 2 ) : 255 .