خدايى كه بندگان را بر جسارت ارتكاب گناهان مؤاخذه نمىكنى .
پردهدارى و پوشش دادن به اعمال انسان ناشى از مهربانى و رحمت حق تعالى است كه در روانشناسى به آن اصل تغافل مىگويند .
حضرت حق بسيارى از باطن رفتار و كلام ما را آشكار نمىسازد بلكه نيكىها و زيبايىها را نمايان مىكند كه بندهاش در نظر ديگران خوش سيرت نشان دهد . اگر تغافل و چشم پوشى خداوند در روش و منش انسان نبود ، او بارها و بارها خود را رسوا مىساخت و انگشت نماى عام و خاص مىشد .
در بسيارى از آيات ، اميد را در كنار بيم قرار داده است تا انسان بر روى مرز خوف و رجا حركت كند و گرفتار عمل افراط و تفريط نشود مانند آيهء شريفهاى كه درباره تجسّم اعمال در قيامت است مىفرمايد :
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدَاً بَعِيدًا وَيُحَذّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ » « 1 »
روزى كه هر كس آنچه را از كار نيك انجام داده و آنچه را از كار زشت مرتكب شده حاضر شده مىيابد ، و آرزو مىكند كه اى كاش ميان او و كارهاى زشتش زمان دور و درازى فاصله بود . و خدا شما را از [ عذاب ] خود برحذر مىدارد ؛ و خدا به بندگان مهربان است .
اين آيه معجونى از بيم و اميد است . از يك سو به انسان اعلام خطر مىكند و هشدار مىدهد كه ترس از عذاب و كيفر در كار است ؛ تا مغرور نشود و از سوى ديگر بندگان را به لطفش اميدوار مىكند كه اميد به نجات داشته باشند . تا تعادلى بين ميزان خوف و رجا كه عامل مهم تربيت انسان است ؛ برقرار گردد . اين دو جمله در آيهء شريفه تأكيد يكديگر است كه در عين حالى كه احساس خطر مىكند ، مهربانى
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 30 .