تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
جويان آموختند . در اقدام به خدمت ، در غياب و حضور ، نهفته و آشكار ، هر گونه خدمت را به موقع خود انجام دادند ، از دوندگى و داد بردن و مدد خواستن از خويش و بيگانه ، و دعوت از كسان خود و از ياران ، و از تبليغ و سفارش به دمسازان قدمى فروگذار نكردند . در مقاومت با خطر ، گرفتار تهديد جان و ويرانى خانمان ، و راه بى آب و آبادانى ، و جادّه‌هاى ميان كوه و كمر و بيراهه رفتن ، و جانفشانى بر فراز منبر و قصر شدند و مقاومت كردند . برابرى با كوه كوه آهن ، اندكى از مقاومت آنها نكاست . سربازانى كه با نيكنامى در پاى نيكنامى در لجّهء گرداب خطر اقدام كردند . از وفادارى به نام سابقهء پيغمبر خود ، و سابقهء پيمان خويش ، كلمهء وفا را به قيمت جان قيمت نهادند . از روح نظامىگرى و نيروى جنگى ، بهترين نمونهء نظاميان صدر اول اسلامند ، برجسته‌ترين سلحشور با آيين‌اند ، كه روح سلحشورى را با نيروى دين چنان به هم آميخته دارند كه گويى همه آيين است و سلحشورى نيست ، يا همه سلحشورى است و آيين در سايهء آن پيدا نيست . از ادب ، نگذاشتند در ناملايمات و در مرگ عزيز و فرزند ، امام آنها منّتى احساس كند يا ملالتى در خاطر راه دهد ، بلكه گفتند : ما را به مشرق ببر يا به مغرب با كمال سربلندى براى ما و تو دردسرى نيست و هيچ سرافكندگى در كار نمىباشد . از دلدارى ، در دل سردار خود و هر شنونده‌اى نشاطى به وديعه مىگذاشتند كه مرگ در ذايقهء او شيرين و گوارا مىنمود . سخنورانى كه سخن بافى را به ديگران واگذاردند ، گفتارشان به كردار آميخته ، چنان كه تو گويى كردار آنان گفتارى است مجسم ، و گفتار آنان رفتارى يا روانى است اندك اندك رخ مىنمايد . گفتار گوهربارشان گاهى تسليتِ درمانده بود ، و گاهى دلدارى به افسرده مىداد ، روح تازه مىدميد . در راه حقيقت ، شجاعت و فداكارى مىآموخت ، در رساندن پيغام فضيلت از عهدهء مجسم كردن فضايل كاملًا برمىآمد .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 362 | شيخ حسين انصاريان