باطنى « اللّه » است ، بنابراين معنا ندارد انسان در برابر غير او به عبادت و بندگى برخيزد و از مدرسهاى جز مكتب او درس بگيرد .
انسان وقتى از هوا و هوا پرستان ببرد و از تعاليم غلط و باطل شياطين بگريزد به فرمودهء قرآن مجيد در سورهء آل عمران « ربّانى » مىشود و از فيوضات الهيّه بهرهمند شده به حقيقت جهان و روح هستى متّصل مىگردد .
دانى كه چيست دولت ؟ ديدار يار ديدن * در كوى او گدائى بر خسروى گزيدن
از جان طمع بريدن آسان بود و ليكن * از دوستان جانى مشكل توان بريدن
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ * وانجا به نيكنامى پيراهنى دريدن
گه چون نسيم با گل راز نهفته گفتن * گه سرّ عشقبازى از بلبلان شنيدن
بوسيدن لب يار اوّل زدست مگذار * كآخر ملول گردى از دست و لب گزيدن
فرصت شمار صحبت كز اين دو راهه منزل * چون بگذريم ديگر نتوان به هم رسيدن
( حافظ شيرازى )
29 و 30 - الرحمن ، الرحيم
اين دو نام مبارك و پرمعنا مشتقّ از رحمت است و معنايش رحمت واسعه بر بندگان است از جهت رزق و انعام برايشان .
رحمت ، افاضهء خير به محتاجان و عنايت به آنان است و اين صفت از جانب حضرت رب نسبت به بندگان ، تامّ و عامّ و كامل است .
تماميّت آن به اين است كه : آن جناب از باب عنايت به عباد ، قضاى حاجات آنان را اراده فرموده و نمىخواهد گدائى از پيشگاهش دست خالى برگردد .
عام بودن آن به اين است كه : رحمتش شامل مستحق و غير مستحق و امور دنيايى و آخرتى و ضرورت و غير ضرورت مىشود .
كمالش به اين است كه : رحمتش از باب ترحّمى نيست كه وضع محتاج و