منعكس است و آن را با رزق مادّى هيچ نسبت نيست ؛ زيرا حيات ابد و نامحدود به رزق باطنى است و حيات محدود و معلوم به رزق مادّى مىباشد .
متولّى و بانى هر دو رزق خداست ، چيزى كه هست براى هر كس كه قابليّت دارد بسط مىدهد و براى آن كه قابليّت نشان ندهد بسط نمىدهد .
عبد بايد مظهر اسم رزّاق باشد ، به اين معنا كه خود را در رساندن رزق حق به عباد و بندگان واسطه نمايد و اين واسطه بودن را در هر دو نوع رزق رعايت كرده و غنيمت بداند .
در حديث آمده :
أيْدِى الْعِبادِ خَزايِنُ المَلِكُ الجَواد . « 1 »
دستهاى بندگان ، خزائن خداى بخشنده است .
و كسى را نمىرسد كه درِ خزاين حق را به روى نيازمندان و محتاجان ببندد . بايد دست را خزينهء روزى مادّى و زبان را خزينهء روزى معنوى قرار داد .
33 - الرقيب
حضرت او حفيظ عليم است ، از چيزى در جهان هستى چه در نهان و چه در آشكار غفلت ندارد ، ملاحظهء او ملاحظهء ازلى و ابدى است .
عبد بايد به اين معنى توجه داشته باشد كه مولايش در هر حال و در هر لحظه مراقب ظاهر و باطن اوست .
وَكُنْتَ أنْتَ الرَّقيبَ عَلَىَّ مِنْ وَرائِهِمْ . « 2 »
و خود فراتر از آنها مراقب من بودى .
هامش
( 1 ) - فيض القدير : 3 / 709 ، حديث 4221 .
( 2 ) - إقبال الأعمال : 709 ؛ مصباح المتهجّد : 849 ، دعاء آخر و هو دعاء الخضر ( ع ) ، دعاى كميل .