آرى ، توسّل به علوم و معارف اهل بيت و بهرهگيرى از قواعد تربيتى آن بزرگواران انسان را از الحاد و انحراف و ميل به باطل و باطل شدن بازداشته و راه خوشبختى و تحقّق خير دنيا و آخرت را به روى انسان باز مىكند .
بدبختى ملحدان در اين است كه گوش از شنيدن صداى ملكوتى انبيا و ائمّه بسته ، و گوش انسانيّت را فروخته و گوش خر ، خريدهاند ، كه با آن گوشِ حيوانى جز صداى باطل و نداى شيطانى نمىشنوند . اينان به مايههاى عالى ملكوتى وجود خود ، بر اثر الحاد و انحراف لطمه زده و دنياى فانى را بر آخرت باقى ترجيح دادهاند .
زنده نبود آن دلى كز عشق جانان بازماند * مرده دان چون دل ز عشق و جسم از جان بازماند
جاى نفس و طبع شد كز عشق خالى گشت دل * ملك ديوان شد ولايت كز سليمان بازماند
جان چون كار عشق نكند بار تن خواهد كشيد * گاو آخور شد چو رخش از پور دستان باز ماند
اين عجب نبود كه اندر دست خصمان اوفتد * ملك سلطانى كه از پيكار خصمان بازماند
عاشقان را نفرت است از لقمهء دنيا طلب * خوان سلطان را نشايد چون ز سگ نان بازماند
( سيف فرغانى )
الحاد به آيات الهى
آيات الهى اعم از آفاقى و انفسى و تربيتى كه به ترتيب عبارت است از جهان خلقت و انسان و قرآن ، همچون روز روشن در برابر ديدگان عقل و دو چشم قلب