تحقيق نمود ، زيرا ما نبايد مصنوعاً بين سلول و محيطش ، و ميان شكل و عمل جدايى بيندازيم .
در داخل بدن سلولها شبيه به جانوران كوچك دريايى هستند كه در محيطى تاريك و نيم گرم شناورند . تركيب اين محيط نيز نظير با آب درياست ولى با نمك كمتر و عناصر متنوعتر و فراوانتر .
گلبولهاى سفيد خون و سلولهايى كه جدار عروق خونى و لنفاوى را مفروش مىسازند به ماهىهايى شباهت دارند كه برخى به آزادى در ميان آب شناورند و بعضى در شنهاى كف دريا مىخزند ، ولى سلولهاى بافتها و اندامها در مايع آزاد نيستند و آنها را مىتوان به ذوحياتين شبيه دانست كه هم در باتلاقها و هم در شنهاى مرطوب ساحلى زندگى مىكنند .
سلولها مطلقاً تابع شرايط محيط خود هستند و دائماً موجد تغييراتى در اين محيط مىشوند و يا خود تحت تأثير محيط تغيير مىكنند . در حقيقت سلولها از محيط خود جدايى ناپذيرند و چگونگى ساختمان و اعمال آنها به وسيلهء وضع فيزيكى و فيزيكو شيميايى مايعى كه آنها را احاطه كرده است تعيين مىگردد . اين مايع لنف بينابينى آنهاست كه خود از خون حاصل مىشود ، و در عين حال نيز موجد خون است .
سلول و محيط ساختمان و عمل يك چيز است ، معهذا براى فهم موضوع ، ما مجبوريم اين مجموعهء غير قابل تفكيك را به سلولها و بافتها از طرفى ، و محيط و بين اندامها يعنى خون و مايعات از طرف ديگر تقسيم كنيم . اجتماع سلولها ، بافتها و اندامها را مىسازد ، ولى مشابه دانستن آن با زندگى اجتماعى حشرات يا انسان خيلى سطحى است ، زيرا فرديت سلولها خيلى از انسانها و حتى حشرات مشخصتر است . در هر كدام از اين اجتماعات مقرّراتى كه افراد را به هم پيوند مىدهد و نزديك مىكند معرّف خصايص حياتى آنهاست . شناسايى خصايص
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 248
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٤٨