واحدى جمع بوده سپس انفجارى عظيم و بىنهايت وحشتناك در آن رخ داده و به دنبال آن اجزاى جهان متلاشى شده و به صورت كرات درآمده و به سرعت در حالت عقب نشينى و توسعه است . » « 1 »
موحّدان كه به ليل و نهار ساختهاند * به ياد زلف و رخ آن نگار ساختهاند
به هيچ حيله در آغوش در نمىآيى * مگر تو را از نسيم بهار ساختهاند
ز لاله زار تجلّى ستاره سوختگان * چو لاله با جگر داغدار ساختهاند
گشادهاند جگر تشنگان دهان طمع * ز بس عقيق تو را آبدار ساختهاند
به وصل زلف و رخ او رسيدن آسان نيست * كليد گنج ز دندان مار ساختهاند
به رنگ شبنم و گل بر زمين نمىمانند * كسان كه آينه را بىغبار ساختهاند
كمند همّت ما نيست نارسا چون موج * محيط عشق تو را بى كنار ساختهاند
چراغ زنده دلى را كه چشم بد مرساد * نصيب صائب شب زنده دار ساختهاند
( صائب تبريزى )
هامش
( 1 ) - تفسير نمونه : 22 / 372 ، ذيل آيهء 47 سورهء ذاريات .