درجه كم و زياد شده بود همهء نباتات معدوم مىشدند و بشر هم يا از فرط گرما كباب شده بود و يا از شدّت سرما منجمد مىگرديد و از ميان مىرفت .
زمين به سرعت 18 ميل در هر ثانيه به دور آفتاب مىچرخد و هرگاه سرعت سير آن در عوض اين مقدار 6 ميل يا چهل ميل در هر ثانيه مىشد آن وقت دورى و نزديكى ما به آفتاب به درجهاى مىشد كه زندگانى كنونى ما غير مقدور مىگرديد .
حجم ستارگان آسمان به طورى كه مىدانيم ، متفاوت است . بعضى از آنها به درجهاى بزرگند كه اگر فى المثل خورشيد منظومهء ما بودند به مدار زمين مليونها كيلومتر در داخل سطح آن ستارهها قرار مىگرفت . همچنين نوع تشعشع ستارهها با هم متفاوت است . اشعهء بعضى از آنها براى هر گونه آثار حياتى مضرّ است و زندگانى را نابود مىسازد . نيرو و مقدار تشعشع اين ستارهها هم گاهى كمتر از خورشيد و گاهى تا ده هزار مرتبه بيشتر از آن است .
هر گاه تشعشع خورشيد ما ، به نصف مقدار فعلى تقليل مىيافت همهء جانداران زمين از فرط سرما هلاك مىشدند ، و اگر مقدار اين تشعشع دو برابر بيشتر مىشد ، آن وقت نطفهء حياتى در همان مرحلهء اول تكوين معدوم مىگرديد . بنابراين در ميان مليونها ستاره كه در فضاى نامحدود پراكندهاند تنها خورشيد ماست كه براى به وجود آوردن حيات مناسب مىباشد .
زمين در زاويهء 23 درجه قرار گرفته و همين تمايل محور زمين ايجاد فصول چهارگانه را مىنمايد . اگر محور زمين متمايل نبود قطب شمال و جنوب الى الأبد در روشنايى نيم رنگ شفق باقى مىماند . بخار آب اقيانوسها دائم از شمال به جنوب در حركت مىبود و قارههايى از يخ ايجاد مىكرد و چه بسا كه مسافات بين خط استوا و نواحى قطبى را تبديل به بيابانها و صحارى نامسكون مىكرد .
با تبخير آب اقيانوسها بستر شوره زار آنها نمودار مىشد و رودخانههاى قطبى همه جا اراضى را شسته و از ميان درّههاى عميق مىگذشت و مردابهاى موقتى از
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 176
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٧٦