است . صحبت و همنشينى با ايشان تقرّب حق و دورى از ايشان دورى از خداست .
ظهور كرامات و خرق عادات از انبيا و اوليا و مردان خدا به مثابهء گلى است كه از گلستان پُر گل و وسيع آورده باشند ، بوى ديدار همين گل ما را به وجود گلستان دلالت و رهنمايى مىكند .
درون اوليا ، گلستان فيض نامحدود و باغ رحمت بىمنتهاى الهى است . گاهى از آن باغ انبوه ، تحفهء گلى به ما مىرسد تا ما را بدان سوى جذب كند ، و اين خود همان نفحات حقّ است كه در حديث شريف آمده است :
إنَّ لِرَبِّكُمْ فى أيّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٍ ، ألا فَتَعَرَّضُوا لَها . « 1 »
براى پروردگار شما در روزگارتان نسيمهايى است ، بر شماست كه جهت دريافت آن نفحهها جهت زنده شدنتان به حيات معنوى بيدار باشيد .
دو واقعيّت در هدايت انسان
بدبخت كسى كه اين نفحات را در نمىيابد . و اين دَمها را غنيمت نمىشمارد .
انبياى الهى در مسألهء هدايت انسان به سوى رشد و كمال ، به دو واقعيّت اهميت بسيار مىدادند :
1 - پيراستن
2 - آراستن
1 - مقصود از پيراستن و پيرايش ، تهذيب نفس است به زدودن و پاك كردن تيرگىهاى زنگ رذايل اخلاقى و شهوات بهيمى و سَبُعى از روح ، و صيقلى كردن و صفا دادن باطن به نور ايمان ، به طورى كه آمادهء زيور فضايل نفسانى و نقشپذير صور علمى و معارف ربّانى باشد .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 68 / 221 ، باب 66 ، ذيل حديث 30 ؛ عوالى اللآلى : 1 / 296 ، حديث 195 .