را كه [ صاحبش ] نمرده است نيز به هنگام خوابش [ مىگيرد ] ، پس روح كسى كه مرگ را بر او حكم كرده نگه مىدارد ، [ و به بدن باز نمىگرداند ] و ديگر روح را تا سرآمدى معين باز مىفرستد ؛ مسلماً در اين [ واقعيت ] براى مردمى كه مىانديشند ، نشانههايى [ بر قدرت خدا ] ست .
در اين آيه توفّى را به خود نسبت داده ، و در آيهء :
قُلْ يَتَوَفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذى وُكِّلَ بِكُمْ » « 1 »
بگو : فرشتهء مرگ كه بر شما گماشته شده است [ روح ] شما را مىگيرد ، سپس به سوى پروردگارتان باز گردانده مىشويد .
توفّى را به ملك الموت نسبت داده و در آيهء :
حَتّى إذا جاءَ أحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَهُمْ لايُفَرِّطُونَ » « 2 »
و اوست كه بر بندگانش چيره و غالب است ، و همواره نگهبانانى [ از فرشتگان ] براى [ حفاظتِ ] شما [ از حوادث و بلاها ] مىفرستد تا هنگامى كه يكى از شما را مرگ در رسد [ در اين وقت ] فرستادگان ما جانش را مىگيرند ؛ و آنان [ در مأموريت خود ] كوتاهى نمىكنند .
توفّى را به ملائكهء فرستاده شده نسبت داده است .
البتّه مرجع همهء اينها يكى است ؛ زيرا همانطور كه خوانندگان در محلّش فرا گرفتهاند همهء افعال از آن خداست ، و با اين حال اين افعال داراى مراتبى هستند كه نسبت به هر مرتبهاى طايفهاى از موجودات بر حسب مراتب وجودشان اقدام به انجام آن مىكنند .
اخبار نيز شاهد وناظر به همين مطلبند :
هامش
( 1 ) - سجده ( 32 ) : 11 .
( 2 ) - انعام ( 6 ) : 61 .