تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
بود تو مقصود وجود است و بس * جز تو همه گفت و شنودست و بس كعبه تويى و آن همه راه تواند * چشم تويى جمله نگاه تواند گر نبود مُهر تو بر نامه‌ها * جمله بشويند به خون جامه‌ها گر نه نسيم تو بر آدم وزد * در چمنِ روضه ، لبِ غم گزد ورنه ز مهر تو درِ دل زند * نوح كجا خيمه به ساحل زند گر نه خليل از تو پذيرد فراغ * كلفت آتشكده يابد ز داغ
گر ندمى بر لب يوسف نفس * تيز نجوشد به نباتش مگس گر نه ز دست تو كشد خضر جام * زهر شود آب حياتش به كام گر نه ز ديوان تو يابد نشان * مور بتابد ز سليمان عنان گر نه فشانى به لبش ساز و برگ * از دم عيسى بچكد زهر مرگ اين همه از فيض تو آراسته * دست به دامان تو برخاسته من كه نگنجم به حساب عدم * نيستم از فيض تو نوميد هم زمزمهء نعت تو سنجم مدام * هست مرا بلبل باغ تو نام
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 199 | شيخ حسين انصاريان