و زمانى كه فرستادگان ما با بشارت [ ولادت اسحاق ] نزد ابراهيم آمدند ، گفتند : ما يقيناً اهل شهر را نابود مىكنيم ؛ زيرا اهل آن ستمكارند .
قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطاً قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ » « 1 »
گفت : لوط در آنجاست . گفتند : ما به كسانى كه در آنجا هستند ، داناتريم ، حتماً او و خانوادهاش را نجات مىدهيم ، مگر همسرش را كه از باقىماندگان خواهد بود .
وَلَمَّا أَن جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَقَالُوا لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ » « 2 »
و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند به سبب [ حضور ] آنان [ به صورت جوانانى آراسته ] بدحال و بىطاقت شد ، و گفتند : مترس و غمگين مباش ، قطعاً ما نجات دهندهء تو و خانوادهات هستيم ، مگر همسرت را كه از باقىماندگان خواهد بود .
إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ » « 3 »
ما بر اهل اين شهر به علت كار بسيار زشتى كه مرتكب مىشوند ، عذاب سختى از آسمان نازل خواهيم كرد .
وَلَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ » « 4 »
[ پس با عذاب آسمانى ، شهر و اهلش را در هم كوبيديم ] و از آن شهر
هامش
( 1 ) - عنكبوت ( 29 ) : 32 .
( 2 ) - عنكبوت ( 29 ) : 33 .
( 3 ) - عنكبوت ( 29 ) : 34 .
( 4 ) - عنكبوت ( 29 ) : 35 .