ما قَلَعْتُ بابَ خَيْبَرٍ بِقُوَّةٍ جِسْمانيَّةٍ بَلْ بقُوَّةٍ رَبّانيَّةٍ . « 1 »
من درِ خيبر را به نيروى جسمانى نكندم بلكه به نيروى ربّانى از جاى درآوردم .
و اين معناى فناء فى اللّه و بقاء باللّه است كه قابل فهم است و منافى با اصول دين نيست .
و به عبارت ديگر حجابهاى نورانيّه كه مانع از وصول بنده به خدا و درك مقام ممكن از معرفت او مىشوند ، موانعى است كه از جهت عبادات دست مىدهد از قبيل ريا و خودبينى و سُمعه و مراء . و حجب ظلمانيّه كليهء گناهان است . و چون اين حجب برداشته شوند خدا در دل بنده تجلّى كند و محبّت جز او را تا به خودش برسد مىسوزاند . » « 2 » عالم مادهء جهان تكامل است ، و هر چيزى در آن به سوى كمال گرايد و نفس آدمى هم كه وابسته به بدن مادى است به سوى كمال گرايد تا به سر حدّ امكان رسد و به وجود اشرف پيوندد ، و بايد منازل بسيارى به بالا رود در دو بخش :
1 - منازل مادى كه چون از آنها بگذرد به مقام تجرّد رسد و از عالم طبيعت برهد .
2 - مراتب عاليهء بالاتر از آن ، كه صعود در مراتب وجود است تا آنجا كه براى ممكن توانايى بود .
و البته هر مرتبهاى از مراتب را مانع و حاجبى است براى رسيدن به مرتبهء بالاتر ، و چون از آن مرتبه بالا رود حجابى را برداشته و به وجود بالاترى رسيده كه بهاء و شرف و خرّمى دارد ، و چون همهء قيود عالم ماده را به كنار زند و به مقام تجرّد رسد از همهء حجابهاى ظلمانى گذشته و از هر گناهى پاك شده و همهء اخلاق پست را كه سرآمد آنها حبّ دنياست از خود به در كرده ، كه فريقين از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 70 / 76 ، باب 122 ؛ الأمالى ، شيخ صدوق : 513 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 55 / 47 ، باب 5 .