1 - شجرهء طوبى
2 - شجرهء زقّوم
هر يك شاخههايى به دنيا دارند ، هر يك از حسنات اخلاقى شاخهاى از شاخههاى درخت طوبى است و هر يك از رذايل اخلاقى شاخهاى از شاخههاى درخت زقّوم .
انسان اگر به مبارزه با هواى نفس برنخيزد و بگذارد شهوات و غرايز رذايل ، نفس را ميدان تاخت و تاز قرار دهند بدون شك هر يك از رذايل تبديل به خُلق يا ملكه و رنگ ثابت شود و در حقيقت ريشه در ذات دوانده بلكه عين ذات گردد ، آنوقت است كه انسان شاخهاى از آن درخت گشته و پس از جمع شدن بساط عالم ، هيزم ثابت جهنّم شود . داستان در حسنات هم از اين قرار است .
در « كافى » شريف آمده :
السَّخاءُ شَجَرَةٌ فِى الْجَنَّةِ ، فَمَنْ كانَ سَخِيًّا أخَذَ بِغُصْنٍ مِنْها ، فَلَمْ يَتْرُكْهُ ذلِكَ الْغُصْنُ حَتّى يُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ . وَالشَّحُّ شَجَرَةٌ فِى النّارِ ، فَمَنْ كانَ شَحيحاً أخَذَ بِغُصْنٍ مِنْها ، فَلَمْ يَتْرُكْهُ حَتّى يُدْخِلَهُ النّارَ . « 1 »
سخاوت درختى در بهشت است ، سخى شاخهاى از آن را در دست جان دارد ، آن شاخه وى را رها نكند تا وارد بهشت نمايد . و بخل درختى در جهنّم است ، بخيل آويخته به شاخهاى از اوست ، آن شاخه او را رها نكند تا وى را داخل در جهنّم كند .
آن كه دچار هواى نفس و رذايل اخلاقى است ، آتشى است كه هم خود را مىسوزاند و هم آتش به خرمن زندگى و حقوق ديگران مىاندازد . و از همين جا عظمت رسالت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله روشن مىشود كه براى مهار كردن و خاموش نمودن
هامش
( 1 ) - كنز العمال : 6 / 391 ، حديث 16208 ؛ تفسير الثعالبى : 5 / 422 ؛ مجموعة ورام : 1 / 170 .