حكما و عرفاى الهى مىگويند :
جهاد با نفس فقط به لحاظ تعلّق آن با جسم و جسمانيّات است ، كه اوصاف بهيمى و سَبُعى و شيطانى از اين تعلّق پديد مىآيد :
اوصاف بهيمى
وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوىً لَهُمْ » « 1 »
و در حالى كه كافران همواره سرگرم بهرهگيرى از [ كالا و لذت هاى زودگذر ] دنيايند و مىخورند ، همان گونه كه چهارپايان مىخورند و جايگاهشان آتش است .
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ * وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » « 2 »
و سرگذشت كسى كه آيات خود را به او عطا كرديم و او عملًا از آنان جدا شد ، براى آنان بخوان ؛ پس شيطان او را دنبال كرد [ تا به دامش انداخت ] و در نتيجه از گمراهان شد . * و اگر مىخواستيم [ درجات و مقاماتش را ] به وسيلهء آن آيات بالا مىبرديم ، ولى او به امور ناچيز مادى و لذتهاىِ زودگذرِ دنيايى تمايل پيدا كرد و از هواى نفسش پيروى نمود ؛ پس داستانش چون داستان سگ است [ كه ] اگر به او هجوم برى ، زبان از كام بيرون مىآورد ، و اگر به حال خودش واگذارى [ باز هم ] زبان از كام بيرون مىآورد . اين داستان گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند ؛ پس اين
هامش
( 1 ) - محمّد ( 47 ) : 12 .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) : 175 - 176 .