و نيز آن عارف عاشق مىفرمودند :
ايّامى كه در خراسان با بودن اساتيدى بزرگ و حكمايى سترگ و فقيهانى عظيم القدر مشغول تحصيل بودم ، ناگهان دلم حال و هواى وطن و شهر و ديار كرد ، در صحن مطهّر حضرت رضا عليه السلام به گوش جان و گوش سر شنيدم هاتفى خواند :
خوشا آنان كه اللَّه يارشان بى * توكّلت على اللَّه كارشان بى
دلم از حال و هواى وطن با شنيدن آن آواى ملكوتى بيرون آمد و سراسر متوجّه درس و بحث شد .
آرى ، اگر نعمت مقام و نعمت مال و نعمت علم و نعمت آبرو و خلاصه هر نعمتى در همان جايى كه خداوند فرموده خرج شود ، نه يك ثانيه عمر تلف مىشود و نه آدمى نسبت به ديگران منبع ظلم و شرّ مىشود و نه به عذاب حقّ مبتلا مىگردد و نه از رضاى حقّ و بهشت الهى محروم مىگردد .
نصيحتى از شقيق بلخى
شقيق بلخى به هارون گفت :
حكومت ، دربانىِ جهنّم است ، گفت : چگونه ؟ گفت : بيت المال را در اختيارت گذاردهاند تا به مستمندان و فقرا و مستضعفان برسى تا بر اثر فقر دچار معصيت نشوند و مستحقّ عذاب . شمشير و اسلحه به دستت دادهاند تا با دشمنان خدا بجنگى ، مبادا كه بر مسلمين هجوم كرده فرهنگ آنان را به نابودى بكشند و اهل جهنّم شوند . تازيانه در اختيارت آمده تا حدود خدا را جارى كنى محض اين كه جامعه دچار فساد نشود . اگر اين امور را مراعات نكنى و مسلمانان دچار عذاب فردا شوند به تلافى اين برنامه خودِ تو به جهنّم خواهى رفت و به اندازهء آنان كه بر سرشان حاكم بودى به عذاب دچار خواهى شد !
بر هر مكلّفى لازم است قرآن مجيد را با تدبّر و تفكّر و روايات را با توجّه و تعقّل