تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
آن موقع انجام داده است كه در آن زندان نقبى بزند ، شايد كه از آن زندان رهايى يابد . بستن زندان كار ابلهانه‌اى است ، مانند كرم ابريشمى كه هر چند مىتند گرفتارى خود را اضافه مىكند . مقصودم از دنيا پرستى غافل شدن از خداست ، نه اين كه دنيا پرستى عبارت است از داشتن مال و منال و مقام دنيا . اگر شخص صاحب مال به طور دقيق مال را ارزيابى كند و اين ارزيابى را به طور كامل بجا آورد او خداپرست است و در حقيقت عبادت انجام مىدهد . اگر مال دنيا را آن چنان كه دين دستور داده است مالك شوى ، اين همان مال است كه پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء آن گفته است : نِعْمَ المالُ الصَّالِحُ لِلرَّجُلِ الصَّالِح . « 1 » چه نيكوست مال مشروع و صالح براى انسان صالح و شايسته . اگر مال دنيا و محبّت آن را در اعماق دل خود جاى دهى ، مانند اين است كه آب توى كشتى راه يابد ، اين آبِ متراكم شده باعث غرق شدن كشتى خواهد شد ، امّااگر مال دنيا و محبّت آن در اعماق قلبت نبوده باشد مانند آب در زير كشتى موجب حركت او خواهد گشت . از همين جهت بود كه سليمان عليه السلام با آن مال و مقام و ثروت و مكنت ، خود را فقير و مسكين مىدانست . هنگامى كه يك كوزهء خالى و بىآب سرش بسته شده باشد در روى آب مىايستد ، از آن جهت كه درون مرد خدا خالى از نمودهاى سنگين مال دوستى است ، لذا تا روى جهان هستى سر مىكشد و مشرف به جهان مىگردد . چرا آب نمىتواند مرد الهى را در خود فرو ببرد ؟ زيرا كه از نفحهء الهى ، كوزهء روح او پر است ؛
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 70 / 62 ، باب 122 ؛ مجموعة ورام : 1 / 158 .