و نيز آن حضرت فرمود :
مَا الدُّنْيا فى ما مَضى إلّاكَمِثْلِ ثَوْبٍ شُقَّ بِاثْنَيْنِ و بَقِىَ خَيْطٌ ، إلّا فَكانَ ذلِكَ الْخَيْطُ قَدِ انْقَطَعَ . « 1 »
حال دنيا نسبت به گذشته مانند جامهاى است كه دو تكّه شده ، جز نخى از بقيهء آن باقى نيست كه آن نخ هم پاره شده است !
آن كه مغرور اين چند روزه و اين متاع اندك و عنصر ناپايدار مىشود ، از لمس تمام حقايق محروم و از رحمت حضرت حق ممنوع و در نتيجه در تمام شؤون حيات دچار فساد و افساد گشته و اگر دستش برسد براى دستمالى ، قيصريّه را به آتش مىكشد و به خاطر برخوردى ، جهان را بهم مىريزد و محض هوا و شهوتى ، انسان و انسانيّت را به انواع بلاها دچار مىسازد .
اين تكبّر از نتيجه پوست است * جاه و مال آن كبر را زان دوست است
اين تكبّر چيست غفلت از لُباب * منجمد چون غفلت يخ ز آفتاب
كبر زان جويد هميشه جاه و مال * كه ز سرگين است گلخن را كمال
كبر زشت و از گدايان زشتتر * روز سرد و برف آنگه جامه تر
تُرَّهات « 2 » از دعوى و دعوت مگو * رو سخن از كبر و از نخوت مگو
چند حرف طُمطراق و كار و بار * كار و حال خود ببين و شرمدار
( مولوى )
رزق و روزى در روايات
در باب مال و ثروت و روزى حلال و به دست آورندهء آن كه از راه كسب مشروع و
هامش
( 1 ) - تفسير الثعلبى : 3 / 237 ؛ مجموعة ورّام : 1 / 148 .
( 2 ) - تُرَّهات : امور باطل .