و سواحل آسياى صغير و مقدونيه اشراف داشت ، اين جزيره با تعداد بى شمارى از جزاير درياى اژه مانند جزيرهء « رودس » ، « سكربنتو » ، ميلوس « ساموس » ، « خيوس » ، « لمنوس » ، « تاسوس » ، « ميتيلين » مجاورت داشت كه همهء آنها خطّ مقدّم دفاعى سواحل امپراتورى روم شرقى ( بيزانس ) را كه مشرف بر درياى اژه و درياى مرمره بود ، تشكيل مىدادند ، به همين دليل كسانى كه اين جزيره را فتح مىكردند به آسانى مىتوانستند بطور مستقيم امپراتورى بيزانس را مورد تهديد قرار دهند . به علاوه جزيره ياد شده مملو از درختانى بود كه مسلمانها مىتوانستند با بهرهگيرى از آن به ايجاد ناوگان بپردازند و در ناحيه شمال از زمينهاى حاصلخيز فراوانى كه در دشتهاى ساحلى آن امتداد داشت ، برخوردار شوند . معاويه پسر ابوسفيان به اهمّيّت اين جزيره پى برد و در زمان خلافت او جنادة ابن ابى اميّه آنجا را تصرّف كرد ، امّا ديرى نگذشت كه در پى شكست مسلمانها در محاصرهء اوّل قسطنطنيه در سال 60 هجرى و چند سال بعد از هجوم جناده اين جزيره از حيطه قدرت دولت اسلامى بيرون رفت . سپس ( در سال 190 ه ) در زمان خلافت هارون الرّشيد ، حميد بن معيوف همدانى كه رشيد ، وى را بر سواحل درياى شام گماشته بود اين جزيره را مورد هجوم قرار داد و بخشى « 1 » از آن را آزاد كرد ، امّا طولى نكشيد كه در پى كوچ جنگاوران ، دامنه نفوذ اسلامى از آن جزيره بطور كلّى بر چيده شد . بدين ترتيب جزيره كرت زير نفوذ بيزانسىها كه بر در اختيار داشتن اين جزيره اصرار داشتند ، قرار گرفت چرا كه موقعيّت استراتژيكى آن تضمين كننده حاكميت هر قدرتىبود كه در آن زمان بر راههاى ورودى درياى اژه و جزاير كوچكى كه حد فاصل سواحل آسياى صغير و سرزمين يونان وجود داشت مسلّط باشد . تا اين كه نيروهايى از « مغامرين » أندلسى - گروهى از جنگاوران دريايى بودند كه در پى يكى از نبردهاى خود ، براى خريد ما يحتاج زندگى و بارگيرى كشتىهاى خود از آذوقهاى كه بتواند تا نبرد بعدى آنها را كفايت كند ، در سال 198 هجرى شرايط ، آنها را جهت لنگر انداختن كشتىها به سواحل منطقهء « رمل » در اسكندريه كشاند ، به همان
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 40
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص٤٠
هامش
( 1 ) - بلاذرى ، ج 1 ، ص 279 .