تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

دشمن در اثر غبار آن ، چشمان نيروى دشمن نابينا مى گشت . « 1 » و - نفت دريايى : اين نفت ويژه به آتش كشيدن كشتيها بود و از چسب ، گوگرد و موادّ گوناگون ديگر كه بسيار آتش زابود تشكيل مى شد ، آتشى كه از اين نفت در برخورد با آب دريا به وجود مى آمد به هيچ وجه خاموش نمى شد ، « 2 » نفت به وسيلهء جنگ افزارى مسى و يا آهنين كه به نفت پرتاب كن معروف بود ، پرتاب مى شد و چه بسيار نفت اندازها كه نفت را با تير و كمان و پيكان و گاهى با منجنيق پرتاب مى كردند . « 3 » ز منجنيق ها و ارّابه ها : اين ابزار براى پرتاب سنگ هاى بزرگ و دندانه دار به كار برده مى شد ، بدينگونه كه پس از گذاشتن سنگ بر سطح و كف آن ، به وسيلهء فشار دادن لولا ، آن را به سوى هدفى كه مى خواستند پرتاب مى كردند و گاهى از منجنيق‌ها و ارّابه ها براى پرتاب نفت و يا ظرف روغن زيتون جوش آمده و يا قلفونيه ( صمغ درخت كاج ) استفاده مىكردند . « 4 » ارّابه جنگى ، ابزارى شبيه منجنيق امّا از نظر حجم كوچكتر از آن بوده است ، اين وسيله همچنين براى پرتاب سنگ و تير و ديگ هاى نفت به كار گرفته مى شد . « 5 » دريا نوردان به هنگام جنگ دريايى ، به زره هاى بلند و زره هايى كه زير كلاه خود بر سر مى گذارند و صورت را مى پوشاند « 6 » و « كز اغندات » داخل زره كه پوشيده از ديبا بود و زره هاى آستر دار طلايى ، « 7 » مسلح مى شدند و براى حفظ و نگهدارى خود از

هامش
( 1 ) - فتحى عثمان ، ج 2 ، ص 374 .
( 2 ) - مرضى بن على ، ص 123 ، ترجمه بيتى كه ابن حمد يس صقلى سروده ، مشعر به اين معناست : به هنگام‌آتش گرفتن نفت در دريا ، آب در خاموشى آن توانايى و قدرتى نداشت . ( ديوان ابن حمديس ، ص 239 ) .
( 3 ) - مرضى بن على ، ص 122 . فتحى عثمان ، ج 2 ، ص 372 .
( 4 ) - ابن قلانسى ، ص 180 .
( 5 ) - فتحى عثمان ، ج 2 ، ص 374 .
( 6 ) - مقريزى ، ج 2 ، ص 329 .
( 7 ) - همان مدرك ، ص 267 .
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 134 | احمد مختار العبادى / سيد عبدالعزيز سالم